آیا بیتفاوتی در قبال ایران میتواند سختترین انتخاب ترامپ باشد؟
تایم: هنگامی که دونالد ترامپ، با این جمله به معترضان ایرانی وعده داد که «کمک در راه است»، احتمالاً پیشبینی نمیکرد که این کلمات چگونه او را به دام خواهد انداخت. گروههای حقوق بشری تعداد معترضان ایرانی کشته شده را از «بیش از ۲۶۰۰ نفر» و یا تا «بیش از ۳۴۰۰ نفر» تخمین میزنند و سیبیاس نیوز تعداد کشتهشدگان را «حداقل ۱۲.۰۰۰ نفر و احتمالاً تا ۲۰.۰۰۰ نفر» گزارش میدهد. ترامپ با انتخابی روبرو است که ممکن است دوره دوم ریاست جمهوری او را تعیین کند: حمله نظامی به ایران، دنبال کردن یک توافق هستهای شتابزده، یا نظارهگر رژیمی باشد که از طریق خشونت گسترده تثبیت شد و او تهدید به سرنگونی آن کرده بود .
محاسبات سیاسی نشان میدهد که هیچ یک از این گزینهها به خوبی به پایان نمیرسند. هزینه واقعی ممکن است کمتر برآورد شده باشد: اعتبار وعدههای آمریکا به مردمی که همه چیز را به خطر میاندازند. ما ممکن است هرگز نفهمیم که آیا سخنان ترامپ این معترضان خاص را جسور کرده است یا خیر، اما مخالفانی که در آشوب بعدی - چه در ایران و چه در جای دیگر - قیام میکنند، به یاد خواهند آورد که با سرریز شدن سردخانههای موقت در ایران، کمکهای وعده داده شده آمریکا به دادشان نرسید.
از سالهایی که من پیامدهای مداخله آمریکا در عراق را پوشش میدادم، آموختهام که فاصله بین اعلامیههای جسورانه و استراتژی عملی اغلب با جان افرادی پر میشود که ما ادعا میکنیم میخواهیم نجات دهیم. لفاظیهای ترامپ انتظارات را افزایش داده و با چنین گفته ای او همزمان فضای مانور خود را محدود کرد. در همین حال، رژیم تهران با انجام دقیقاً همان کاری که او به آنها هشدار داده بود که انجام ندهند - و انجام آن با بیرحمی سرسامآور - بلوف او را خنثی کرده است.
اعزام ناو هواپیمابر تهاجمی آبراهام لینکلن به خاورمیانه، نشان دهنده جدیت واشنگتن است. اما جدیت در مورد چه چیزی، دقیقاً؟ اینجاست که مخمصه رئیس جمهور به طرز دردناکی آشکار میشود: دولت ترامپ هنوز تصمیم نگرفته که آیا میخواهد رژیم ایران را سرنگون کند یا با آن مذاکره کند. اینها اساساً اهداف ناسازگاری هستند، با این حال تیم ترامپ همزمان هر دو روش را دنبال میکند....

نظرات
ارسال یک نظر